گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۹۴۹

 

گفتم شکرست آن به دهان گفت ترا چه
گفتم چه نمکهاست در آن گفت ترا چه
گفتم دهن تنگ را در لب خاموش
لطفیست که گفتن نتوان گفت ترا چه
گفتم بخوشی گر لب شیرین تر جانست
قد نیز روانست روان گفت ترا چه
گفتم که تو جانی و بی دوستر از جان
هم جانتی و هم شوخ جهان گفت ترا چه
گفتم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی