گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲

 

خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیمما مرکب ازین رخنه جهاندیم و گذشتیم
چون ابر بهار آنچه ازین بحر گرفتیمدر جیب صدف پاک فشاندیم و گذشتیم
چون سایهٔ مرغان هوا در سفر خاکآزار به موری نرساندیم و گذشتیم
گر قسمت ما باده، و گر خون جگر بودما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم
کردیم عنانداری دل تا دم آخرگلگون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی