گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲۹

 

چون قصهٔ زلف تو دراز است چگویمچون شیوهٔ چشمت همه ناز است چگویم
این است حقیقت که ز وصل تو نشان نیستهر قصه که این نیست مجاز است چگویم
خورشید که او چشم و چراغ است جهان رااز شوق رخت در تک و تاز است چگویم
چون شمع سحرگاه دل سوخته هر شببی روی تو در سوز و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار