گنجور

عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۵

 

من باز ره خانهٔ خمار گرفتمترک ورع و زهد به یک بار گرفتم
سجاده و تسبیح به یک سوی فکندمبر کف می چون رنگ رخ یار گرفتم
کارم همه با جام می و شاهد و شمع استترک دل و دین بهر چنین کار گرفتم
شمعم رخ یار است و شرابم لب دلدارپیمانه همان لب که به هنجار گرفتم
چشم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عراقی