گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۰

 

تا نقش خط آن آینه رخسار کشیده ست
آیینه به رخ پردهٔ زنگار کشیده ست
از بس شب افسانهٔ آن زلف دراز است
شمع سحر، انگشت به زنهار کشیده ست
دارد به رهت در نظرم عزّت مژگان
خاری که سر از دیدهٔ خونبار کشیده ست
باری به گران سنگی عشق تو ندیدم
عمری ست که دوش دلم این بار کشیده ست
طرّار سر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی