گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷

 

بس لابه که بنمودم و دل‌دار نپذرفتصد بار فغان کردم و یک‌بار نپذرفت
از دست غم هجر به زنهار وصالشانگشت زنان رفتم و زنهار نپذرفت
گه سینه ز غم سوختم و دوست نبخشودگه تحفه ز جان ساختم و یار نپذرفت
بس شب که نوان بودم بر درگه وصلشتا روز مرا در زد و دیدار نپذرفت
گفتم که به مسمار […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی