گنجور

خواجوی کرمانی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۷

 

هر نسخه که در وصف خط یار نویسندباید که سوادش بشب تار نویسند
در چین صفت جعد سمن سای نگارینهر نیمشب از نافهٔ تاتار نویسند
ای بس که چو من خاک شوم قصهٔ دردمصاحب‌نظران بر در و دیوار نویسند
باید که حدیث من دیوانهٔ سرمستارباب خرد بر دل هشیار نویسند
هرنکته که در سکه من نقش بخوانندآنرا بطلا بر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

خواجوی کرمانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۱

 

عشاق‌ گر از سبحه و زنار نویسند

دردسر دلهای گرفتار نویسند

آن معنی تحقیق که تکرار ندارد

بر صفحه زنند آتش و یکبار نویسند

شرح جگر چاک من این‌ کهنه دبیران

هر چند نویسند چه مقدار نویسند

صد جاست قلم خوردهٔ مژگان تغافل

آن نامه که خوبان به من زار نویسند

قاصد به محبان ز تمنا چه رساند

آیینه بیارید که دیدار نویسند

صد عمر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی