گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۰

 

از بس که چو شمع از غم تو زار بسوزمگویم نچنانم که دگربار بسوزم
بیم است که از آه دل سوخته هر شبنه پردهٔ افلاک به یکبار بسوزم
زان با من دلسوخته اندک به نسازیتا من ز غم عشق تو بسیار بسوزم
دانی که ز تر دامنی و خامی خود منچندان که بسوزم نه به هنجار بسوزم
ترسم که […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار