گنجور

عطار » مختارنامه » باب اول: در توحیدِ باری عزّ شأنه » شمارهٔ ۶۸

 

کاری که ورای کفر و دین میدانم

آن دوستی تست، یقین میدانم

در جانِ من، آن سلسله کانداختهای

هرگز نشود گُسسته، این میدانم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و دوم: در شكایت كردن از معشوق » شمارهٔ ۱۳

 

در کوی تو جان گوشه نشین میدانم

وز زلف تو عقل خوشه چین میدانم

بیدار نشستهای چنین میدانم

در خواب کنی مرا یقین میدانم


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

کمال‌الدین اسماعیل » رباعیات » شمارهٔ ۶۲۷

 

گم گشت دل از برم، یقین می دانم
جز در بر تو نیست، چنین می دانم
خاک در تو بموی رو می روبم
دل جویی را چاره همین می دانم


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل