گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۰۲

 

این بانگ خوش از جانب کیوان منستاین بوی خوش از گلشن و بستان منست
آن چیز که او بر دل و بر جان منستتا بر رود او کجا رود آن منست


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۲۱

 

دلتنگم و دیدار تو درمان منستبیرنگ رخت زمانه زندان منست
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنیآنچ از غم هجران تو بر جان منست


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲۱

 

من محو خدایم و خدا آن منستهر سوش مجوئید که در جان منست
سلطان منم و غلط نمایم بشماگویم که کسی هست که سلطان منست


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عبید زاکانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴

 

گفتم عقلم گفت که حیران منست
گفتم جانم گفت که قربان منست
گفتم که دلم گفت که آن دیوانه
در سلسلهٔ زلف پریشان منست


متن کامل شعر را ببینید ...

عبید زاکانی
 

شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷

 

میخانه تمام وقف یاران منست
هر رند که هست جان جانان منست
درد دل بیقرار درمان من است
وین دُردی درد دائما آن منست


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی
 

رشیدالدین وطواط » رباعیات » شمارهٔ ۸ - در تغزل

 

آن دلبر ماهرخ ، که جانان منست
بر من بعزیزی چو دل و جان منست
اندر دل من نشسته باشد پیوست
مقبل تر ازین دل نبود کان منست


متن کامل شعر را ببینید ...

رشیدالدین وطواط