گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۰

 

ای دل تو و درد او که درمان اینستغم میخور و دم مزن که فرمان اینست
گر پای بر آرزو نهادی یکچندکشتی سگ نفس را و قربان اینست


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و ششم: در صفت گریستن » شمارهٔ ۱۹

 

گفتم:‌دل من که خانهٔ جان اینست

از دیده خراب شد که طوفان اینست

گفتا که چو آب چشم داری بسیار،

در آب گذار چشم، درمان اینست


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار