گنجور

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۲۵

 

ای در دل هر کسی ز مهرت تابیوی از تو تضرعی بهر محرابی
جاوید شبی باید و خوش مهتابیتا با تو غمی بگویم از هر بابی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۰۴

 

بی‌آتش عشق تو تو نخوردم آبیبی‌نقش خیال تو ندیدم آبی
در آب تو کوست چون شراب نابیمی‌نالم و می‌گردم چون دولابی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۹۹۴

 

یک شفتالو از آن لب عنابیپر کرد جهان ز بوی سیب و آبی
هم پردهٔ شب درید و هم پردهٔ روزاز عشق رخ خویش زهی بی‌آبی


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب سیزدهم: در ذمِّ مردمِ ب‍یحوصله و معانی كه تعلّق به » شمارهٔ ۳۰

 

هر کس که ز زلف تو ندارد تابی

از چشمهٔ خضر تو نیابد آبی

گر خود همه بیدارترین کس باشد

حقا که ز بیداری او به خوابی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و دوم: در روی به آخرت آوردن و ترك دنیا كردن » شمارهٔ ۲۱

 

بر هر وجهی که بستهٔ اسبابی

مرگت کند آگه که کنون در خوابی

دستت که ز پیوستن او بیخبری

تا از تو نبرند، خبر کی یابی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب بیست و هشتم: در امیدواری نمودن » شمارهٔ ۱۴

 

از عشق تو در جگر ندارم آبی

چون بنشانم ز آتش دل تابی

از خواب غرور خویش یکبار آخر

بیدار شوم گرم ببینی خوابی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

عطار » مختارنامه » باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق » شمارهٔ ۳۱

 

دوشش دیدم چو زلف خود در تابی

میشد چو مرا بدید در غرقابی

گفتا که برِ تو خواهم آمد فردا

گفتم:‌اگر امشبم ببینی خوابی


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار
 

سنایی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸۲

 

در پیش خودم همی کنی آنجابی
پس در عقبم همی زنی پرتابی
جاوید شبی بیاید و مهتابی
تا با تو غم تو گویم از هر بابی


متن کامل شعر را ببینید ...

سنایی
 

خاقانی » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۳۲

 

از گردون بر نتابم این بی‌آبی
خون شد دل و اشک آتشی سیمابی
روزی به سرشک و نالهٔ چون دولاب
آتش فکنم در فلک دولابی


متن کامل شعر را ببینید ...

خاقانی
 

ظهیر فاریابی » رباعیات » شمارهٔ ۸۸

 

ای چشم من از سیم برت سیمابی
وی اشک من از پسته تو عنابی
در نرگس چشم تو عجب می مانم
کو تازه چگونه است بدین بی خوابی؟


متن کامل شعر را ببینید ...

ظهیر فاریابی