گنجور

ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷

 

ای شسته سر و روی به آب زمزمحج کرده چومردان و گشته بی‌غم
افزون زچهل سال جهد کردیدادی کم و خود هیچ نستدی کم
بسیار بدین و بدان به حیلتکرباس بدادی به نرخ مبرم
تا پاک شد اکنون ز تو گناهانمندیش به دانگی کنون ز عالم
افسوس نیاید تو را از این کاربر خویشتن این رازها مفرخم
زین سود نبینم […]


متن کامل شعر را ببینید ...

ناصرخسرو