گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۱

 

آن عشق که از پاکی از روح حشم داردبشنو که چه می‌گوید بنگر که چه دم دارد
گر جسم تنک دارد جان تو سبک داردهر چند که صد لشکر در کتم عدم دارد
گر مانده‌ای در گل روی آر به صاحب دلکو ملک ابد بخشد کو تاج قدم دارد
ای دل که جهان دیدی بسیار بگردیدیبنمای که را […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی
 

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۲

 

آن کس که تو را دارد از عیش چه کم داردوان کس که تو را بیند ای ماه چه غم دارد
از رنگ بلور تو شیرین شده جور توهر چند که جور تو بس تند قدم دارد
ای نازش حور از تو وی تابش نور از توای آنک دو صد چون مه شاگرد و حشم دارد
ور خود […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی