گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۸۱۰

 

هرگاه که به ناکامی دور از لب بار افتم
چون خسته بی مرهم مجروح و نگار افتم
مخمور و خراب آمد جان بیلب نوشینش
چون می نبود لابد در رنج خمار افتم
هرجا نظر اندازم بی تو به درخت گل
از گریه به بالایش چون ابر بهار افتم
آن بار به من صد ره نزدیک ترست از من
گر دور به صد […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی