گنجور

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۹۳

 

در صحبت دوست جان نگنجد
شادی و غم جهان نگنجد
در خلوت قرب و حجره انس
این راه نیابد آن نگنجد
ما خانه خراب کرد گانرا
در دل غم خان و مان نگنجد
ای خواجه تو مرد خود فروشی
رخت تو درین دکان نگنجد
پر شد در و بام بار از پار
اغیار در آن میان نگنجد
تن را چه محل که در حریمش
سر نیز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال خجندی