گنجور

شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۴

 

از جام حباب آب می نوش
آن آب ازین حباب می نوش
جامی چو بود سبو کدامست
خمخانهٔ بی حساب می نوش
او آب حیات و تشنه مائیم
از چشمهٔ ما تو آب می نوش
می نوش می محبت او
مستانه در آن جناب می نوش
گر می نوشی تو در خرابات
با ساقی بی حجاب مینوش
از گلشن ما گلی به دست آر
می گیر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شاه نعمت‌الله ولی