گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۷۸ - وله ایضا یمحدح

 

ای دل چو نیست صبر ترا برقرار پای
هان بر بساط عشق منه زینهار پای
سهلست پایداری تو در مقام وصل
چون دست برد هجر به بینی بدار پای
پرگار وار سر مبر از دایره برون
چون در میان نهادی پرگار وار پای
گر بر سر تو تیغ بود فی المثل چو کوه
میدار سخت در غم آن غمگسار پای
پرگار از آن […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل