گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳

 

تن در بلای عشق دهم هر چه باد باد

سر در قفای عشق نهم هر چه باد باد

گاهی دل شکسته من، عشق کهربا

این که به کهربا بدهم هر چه باد باد

چون در هوای او تن من ذره ذره رفت

جان هم بمهر دوست دهم هر چه باد باد

خود را باو سپارم و تسلیم وی شوم

چون عشق گشت […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی