گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «میرود»

 

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۳۴۰

 

بازآن سوار مست به نخجیر می‌رود

دستم ز کار و کار ز تدبیر می رود

من بیهشم که می‌دهد از سرو من نشان

این باد مشک بو که به شبگیر می‌رود

هر ساعتی که می گذرد قامتش به دل

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵۰

 

می در پیاله کن که گل و لاله می رود

این کاروان چو شعله جواله می رود

از ره مرو به زینت دنیا کز این بساط

گوهر عنان گسسته تراز ژاله می رود

دلهای شب بنال که از چشم شور صبح

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

همام تبریزی » غزلیات » شمارهٔ ۸۸

 

جان ها در آتشند که جانان همی رود

سیلاب خون ز دیدهٔ گریان همی رود

یعقوب را زیوسف خود دور می کنند

خاتم برون ز دست سلیمان همی رود

آدم وداع سایهٔ طوبی همی کند

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

همام تبریزی
 

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۰

 

زان شست و شو که در چمن از ژاله می رود

داغ جفای دی ز دل لاله می رود

ساقی بیار باده که از یک دو روزه عیش

در فصل گل کدورت یکساله می رود

میگون لبت ز خاطر من از سه بوست شست

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

جامی