گنجور

کمال‌الدین اسماعیل » قطعات » شمارهٔ ۲۳۷ - وله ایضا

 

ای صاحبی که از نفحات شمایلت
پر خنده اندرون چو گل نو شکفته ام
در پوست همچو غنچه نمی گنجم از نشاط
تا مهر تو درین دل خونین نهفته ام
هر شام تا به صبح به الماس طبع تیز
این کرده ام که گوهر مدح تو سفته ام
خلقت بدست باد صبا از جهان لطف
هر دم هزارنافه فرستاد سفته ام
از خاک […]


متن کامل شعر را ببینید ...

کمال‌الدین اسماعیل