گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸ - فریده

 

هیچ آفریده ئی به جمال فریده نیستاین لطف و این عفاف به هیچ آفریده نیست
آن سروناز هم که به باغ ارم در استفرد و فرید هست و لیکن فریده نیست
نرگس دریده چشم به دیدار او ولیدیدار آفتاب به چشم دریده نیست
در بزم او که خفته فرو پلک چشمهاغیر از دل تپیده و رنگ پریده نیست
هر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار