گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲

 

دایم ز خود سفر چو شرر می‌کنیم مانقد حیات صرف سفر می‌کنیم ما
سالی دو عید مردم هشیار می‌کننددر هر پیاله عید دگر می‌کنیم ما
در پاکی گهر ز صدف دست برده‌ایمآبی که می‌خوریم گهر می‌کنیم ما
چون گردباد، نیش دو صد خار می‌خوریمگر جامه از غبار به بر می‌کنیم ما
وا می‌کنیم غنچهٔ دل را به زور آهخون […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۸۱

 

دایم ز خود سفر چو شرر می کنیم ما
نقد حیات صرف سفر می کنیم ما
سالی دو عید مردم هشیار می کنند
در هر پیاله عید دگر می کنیم ما
در پاکی گهر ز صدف دست برده ایم
آبی که می خوریم گهر می کنیم ما
جنگ شرار و سوخته را سیر کرده ایم
از دشمن ضعیف حذر می کنیم ما
صبح […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی