گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۲۱

 

هرگه به برگ و ساز معیشت‌ گریستم

خندیدم آنقدر که به طاقت گریستم

چون شمع‌ کلفت سحری داشتم به پیش

دور از وطن نرفته به غربت‌ گریستم

نقشی بر آب می‌زند اجزای کاینات

حیرانم اینقدر به چه مدت گریستم

چون ابرم انفعال به دور حیا گداخت

تا بر مزار عالم عبرت‌ گریستم

ای شمع سعی عجز همین خاک ‌گشتن است

من هم به نارسایی […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی