گنجور

صائب تبریزی » دیوان اشعار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵

 

ما رخت خود به گوشهٔ عزلت کشیده‌ایمدست از پیاله، پای ز صحبت کشیده‌ایم
مشکل به تازیانهٔ محشر روان شودپایی که ما به دامن عزلت کشیده‌ایم
گردیده است سیلی صرصر به شمع مادامان هر که را به شفاعت کشیده‌ایم
صبح وطن به شیر مگر آورد برونزهری که ما ز تلخی غربت کشیده‌ایم
گردیده است آب دل ما ز تشنگیتا قطره‌ای […]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی