گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰

 

زحمت مکش طبیب که این تب نمیرود

بی شربت بنفشهٔ آن لب نمیرود

تا بی ز مهر در دلم آنمه فکنده است

تا تاب او ز دل نرود تب نمیرود

بیمار عشق به نشود جز به وصل دوست

این درد دل بناله یا رب نمیرود

تا چند در فراق برم انتظار وصل

آن روز خود نیامد و این شب نمیرود

بار فراق چند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی