گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۴ - انتظار

 

باز امشب ای ستاره تابان نیامدیباز ای سپیده شب هجران نیامدی
شمعم شکفته بود که خندد به روی توافسوس ای شکوفه خندان نیامدی
زندانی تو بودم و مهتاب من چراباز امشب از دریچه زندان نیامدی
با ما سر چه داشتی ای تیره شب که بازچون سرگذشت عشق به پایان نیامدی
شعر من از زبان تو خوش صید دل کندافسوس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار