گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۳

 

بجاست‌شکوهٔ ما تا ره فغان خالیست

زمین پراست دلش بسکه آسمان خالیست

سراغ بلبل ما زین چمن مگیرومپرس

خیال ناله فروش است و آشیان خالیست

غبار غفلت ما را علاج نتوان‌کرد

پر است دیده ز دیدار و همچنان خالیست

شکست رنگ به عرض تبسمی نرسید

ز ریشهٔ طربم‌کشت زعفران خالیست

دل شکسته ره درد واکند ورنه

لبم چو ساغرتصویر از فغان خالیست

سپهر حسرت پرواز […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی