گنجور

شعرهای با وزن «مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)» و حروف قافیهٔ «انتارزوست»

 

سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل ۱۴

 

از جان برون نیامده جانانت آرزوست

زنار نابریده و ایمانت آرزوست

بر درگهی که نوبت ارنی همی زنند

موری نه‌ای و ملک سلیمانت آرزوست

موری نه‌ای و خدمت موری نکرده‌ای

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی شیرازی
 

ابوسعید ابوالخیر » ابیات پراکنده » تکه ۲۱

 

ای ترک جان نکرده و جانانت آرزوست

زنار نابریده و ایمانت آرزوست

در هیچ وقت خدمت مردی نکرده‌ای

و آنگه نشسته صحبت مردانت آرزوست


متن کامل شعر را ببینید ...

ابوسعید ابوالخیر
 

صائب تبریزی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۸

 

آدم نه ای و روضه رضوانت آرزوست

خاتم نه ای و دست سلیمانت آرزوست

زنهار سر مپیچ ز چوگان حکم او

چون گوی اگر سراسر میدانت آرزوست

چشم طمع به ملک سکندر مکن سیاه

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

صائب تبریزی
 

وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۲۳

 

زاهد نشُسته دست ز تن جانت آرزوست؟

جان را فدا نساخته جانانت آرزوست؟

نازرده پای در طلب از زخم نیش خار

سیر گل و صفای گلستانت آرزوست؟

چون کودکان بی‌خبر از راه و رسم و عشق

[...]


متن کامل شعر را ببینید ...

وحدت کرمانشاهی