گنجور

شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۶ - وحشی شکار

 

تا کی در انتظار گذاری به زاریمباز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریم
دیشب به یاد زلف تو در پرده های سازجان سوز بود شرح سیه روزگاریم
بس شکوه کردم از دل ناسازگار خوددیشب که ساز داشت سرسازگاریم
شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مردچشمی نماند شاهد شب زنده داریم
طبعم شکار آهوی سر در کمند نیستماند به شیر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

شهریار