گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۴۶

 

پیوسته خستهٔ غم یارم چه‌سان کنم

در عشق آن نگار فکارم چه‌سان کنم

موئی شدم ز حسرت موی میان او

موئی از او بدست ندارم چه‌سان کنم

بستم دلی در او و گسستم ز غیر او

از بزم وصل او بکنارم چه‌سان کنم

چون من گدای را ره وصلش نمیدهند

تاب فراق دوست ندارم چه‌سان کنم

چون گشت رفته رفته دلم در فراق […]


متن کامل شعر را ببینید ...

فیض کاشانی