گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱

 

تجدید سحرکاری‌ست در جلوه‌زار عنقا

صدگردش است و یک‌گل رنگ‌بهار عنقا

هرچند نوبهاریم یا جوش لاله‌زاریم

باغ دگر نداریم غیر ازکنار عنقا

سطری نخواند فطرت ز درسگاه تحقیق

تقویمها کهن‌کرد امسال و پار عنقا

آیینه جزتحیر اینجا چه نقش بندد

از رنگ شرم دارد صورت‌نگار عنقا

تسلیم‌عشق بودن مفت‌است هرچه باشد

ما را چه‌کار وکو بار درکار و بار عنقا

شهرت‌پرستی وهم تا چند باید […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی