گنجور

ملک‌الشعرا بهار » غزلیات » شمارهٔ ۳۴

 

شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ

شب تا به سحر گریهٔ جانسوز و دگر هیچ

افسانه بود معنی دیدار که دادند

در پرده یکی وعدهٔ مرموز و دگر هیچ

حاجی که خدا را به حرم جست چه باشد

[...]

ملک‌الشعرا بهار