گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۴

 

چون صبح به بر، دیدهٔ من پیرهنی داشت

در پرده مگر حسرت نازک بدنی داشت

آن فیض کجا رفت کز افشاندن زلفش

هر نافهٔ داغم، به گریبان ختنی داشت؟

نگذاشت به کار دل صدپاره، درستی

[...]

حزین لاهیجی