گنجور

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۷۲

 

در عشق تو جز رنگ رخ زرد ندارم

جز آه جگرسوز و دم سرد ندارم

درد غم هجران تو بر جان جهانست

بخشای که من طاقت این درد ندارم

بنواز به وصلم شبکی ای بت مه روی

[...]

جهان ملک خاتون