×
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۶۷
تا چند به هر مرده و بیمار بگریم
وقتست به خود گریم و بسیار بگریم
زبن باغ گذشتند حریفان به تغافل
تا من به تماشای گل و خار بگریم
بر بیکسیم رحم نکردند رفیقان
[...]
۱۴ بیت
حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۵
در هجر تو تا چند من زار بگریم
خونین جگر، از حسرت دیدار بگریم
چون شمع در آتش مژه ام خشک نگردد
فرض است که بر روز، شب تار بگریم
حکم غم عشق است که چون ابر بهاران
[...]
۷ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۷۰۶
تا کی به غمت در پس دیوار بگریم
وقت است که در کوچه و بازار بگریم
خونی که به دل کرد مرا درد جدایی
گر دست دهد وصل تو یک بار بگریم
ضایع چه کنی وقت من غمزده ناصح
[...]
۸ بیت
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۸
خواهم که بر یار دلآزار بگریم
چندانکه کند در دل افگار بگریم
خونی که به دل کرد مرا درد جدایی
گر دست دهد وصل تو یکبار بگریم
بیزار شد از زاری من یار چه سازم
[...]
۷ بیت
