گنجور

اشعار مشابه

 

مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۳۲

 

سرهای درختان گل تر میچینند

و اندر دل خود کان گهر می‌بینند

چون بر سر پایند که با بی‌برگی

نومید نگردند و ز پا می‌شینند


متن کامل شعر را ببینید ...

جلال الدین محمد مولوی
 

عطار » مختارنامه » باب یازدهم: در آنكه سرّ غیب و روح نه توان گفت و نه توان » شمارهٔ ۳۹

 

آنها که درین درد مرا میبینند

در درد و دریغای منِ مسکینند

چون یک سر موی از تو خبر نیست رواست

گر هر موئی به ماتمی بنشینند


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

عطار » مختارنامه » باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع » شمارهٔ ۹۱

 

شمع آمد و گفت: جمع اگر بنشینند

بر من دگری به راستی بگزینند

چون گردن راستان بمی باید زد

بیچاره کژان! چو راستان این بینند


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار نیشابوری
 

حزین لاهیجی » رباعیات » شمارهٔ ۷۷

 

ابنای زمانه، لولیان آیینند

مدخوله روزگار، بی کابینند

ابلیس بود عامل و تلبیس، رئیس

در دهکده ای که خواجه تاشان اینند


متن کامل شعر را ببینید ...

حزین لاهیجی