گنجور

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۰

 

یارب به درت شب نیازست امشب

با دوست مرا نوبت رازست امشب

قلبست و خلاص خواهم از دل زان روی

در بوته عشق در گدازست امشب

جهان ملک خاتون
 

جهان ملک خاتون » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۱۱

 

بر ما در عیش و ناز بازست امشب

ما را کرم تو چاره سازست امشب

در حضرت جانان که صبا بار نیافت

جان و دل ما محرم رازست امشب

جهان ملک خاتون
 

قدسی مشهدی » رباعیات » شمارهٔ ۴۴

 

دود دلم آسمان‌گدازست امشب

چون راه عدم، دور و درازست امشب

صد دور بگشت چرخ و بیدار نشد

خورشید مگر به خواب نازست امشب؟

قدسی مشهدی