گنجور

کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۱۰

 

از راستی تو خشم وری دانم

بر بام چشم سخت بود آژَخ

کسایی
 

کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۴۴

 

نان سیاه و خوردی بی چَربو

و آنگاه مَه به مَه بود این هر دو

کسایی
 

کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۴۵

 

بیمارم از نهیب عقب رنجه

درد ِ دلم گرفته و تبْ باده

بهتر شوم چو پیر به نام من

تعویذکی نویسد آزاده

کسایی
 

کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۴۶

 

فروز باسلیق مرا ترسا

بگشود بامداد به نِشکَرده

کسایی