گنجور

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵۷

 

خاقانیا ز خدمت شاهان کران طلب

تا از میان موج سیاست برون شوی

چون جام و می قبول و رد خسروان مباش

کب فسرده آئی و دریای خون شوی

از قرب و بعدشان که چو خورشید قاهرند

[...]

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۵۸

 

خاقانی است بلبل عنقا سخن ولی

عنقاست کبک هم صفت اوش چون نهی

خاقانیا زمانه تو را پند می‌دهد

پندار چه تلخ هست کم از نوش چون نهی

بر خازنان فکر مبارش ز راه گوش

[...]

خاقانی
 

خاقانی » دیوان اشعار » قطعات » شمارهٔ ۳۶۰ - در هجو یکی از وزرای شروان‌شاه

 

ای ظلم تو مخرب ملک یزیدیان

لاف از علی مزن که یزید دوم تویی

تو منکری که از لب عیسی نفس منم

من آگهم که از خر دجال دم تویی

لاف از هنر میار که بر مرکب هنر

[...]

خاقانی
 
 
۱
۷
۸
۹