گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص) » گزیدهٔ غزل ۵۴۰

 

سبزه همان وگل و صحرا همانباغ همان سایه همان جا همان
گرد چمن شاهد زیبا بسی استدردل من شاهد زیبا همان
در چمنی هر کس و من بردرشباغ من آنست و تماشا همان
در چمنی هر کس و من بر درشباغ من آنست و تماشا همان
نام نماند از دل و جان و هنوزعشق همانست و تمنا همان
نام نماند […]


متن کامل شعر را ببینید ...

امیرخسرو دهلوی