گنجور

مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۷۱

 

شد ز غمت خانه سودا دلمدر طلبت رفت به هر جا دلم
در طلب زهره رخ ماه رومی نگرد جانب بالا دلم
فرش غمش گشتم و آخر ز بخترفت بر این سقف مصفا دلم
آه که امروز دلم را چه شددوش چه گفته است کسی با دلم
از طلب گوهر گویای عشقموج زند موج چو دریا دلم
روز شد و […]


متن کامل شعر را ببینید ...

مولوی