گنجور

سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل ۲۱۰

 

خواب خوش من ای پسر دستخوش خیال شدنقد امید عمر من در طلب وصال شد
گر نشد اشتیاق او غالب صبر و عقل مناین به چه زیردست گشت آن به چه پایمال شد
بر من اگر حرام شد وصل تو نیست بوالعجببوالعجب آن که خون من بر تو چرا حلال شد
پرتو آفتاب اگر بدر کند هلال رابدر […]


متن کامل شعر را ببینید ...

سعدی