گنجور

هلالی جغتایی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵

 

نیست عرق، که در رهت از حرکات می چکد
هر قدمی، که می نهی، آب حیات می چکد
چند بهر سیه دلی باده ناب می کشی؟
حیف! که آب زندگی در ظلمات می چکد
بس که لب تو چاشنی ریخته در مذاق جان
گریه تلخ گر کنم آب نبات می چکد
اشک هلالی از مژه، گرد حریم آن حرم
همچو سرشک عارفان، […]


متن کامل شعر را ببینید ...

هلالی جغتایی