گنجور

حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۲۶۴

 

رایحه عنبرست بویِ بناگوشِ دوست
خاصیتِ کوثرست در لبِ چون نوشِ دوست
یاد نمی­آورد از من و از حالِ من
دوست مبادا چنین گشته فراموشِ دوست
شرحِ مقاماتِ من چون همه دردِ دل است
قصّه احوالِ من دور به از گوشِ دوست
پا نهمی از شرف بر سرِ کیوان به فخر
یک شبی ار کردمی دست در آغوشِ دوست
وهم پرستان شدند غرّه […]


متن کامل شعر را ببینید ...

حکیم نزاری