گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۲۱

 

آینهٔ وصل چیست‌، حیرتی آراستن

وز اثر ما و من یک دو نفس کاستن

مفت تماشاست حسن لیک به شکر نگاه

از سر خود بایدت چون مژه برخاستن

جلوهٔ رنگ دویی خون حیا می‌خورد

سخت ادب دشمنی‌ست آینه آراستن

به ‌که به پیش ‌کریم نازکنی وقت جرم

ورنه ز کم همتی‌ست عذر گنه خواستن

عیش و غم روزگار طعمهٔ یکدیگرند

حاصل روز و شب […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی