گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۱

 

دلبر من بر گذشت همچو بهاری دگربر رخش از هفت ونه، نقش و نگاری دگر
گفتمش: ای جان، بیا، دست به یاری بدهگفت: نیارم، که هست به ز تو یاری دگر
گفتمش: آخر مکن بیش کنار از برمگفت: دلم می‌کند میل کناری دگر
گفتمش: از هجر تو گشت نهارم چو لیلگفت: ازین پیش بود لیل و نهاری دگر
گفتمش: […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی