گنجور

عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸

 

ای دل اگر عاشقی در پی دلدار باشبر در دل روز و شب منتظر یار باش
دلبر تو دایما بر در دل حاضر استرو در دل برگشای حاضر و بیدار باش
دیدهٔ جان روی او تا بنبیند عیاندر طلب روی او روی به دیوار باش
ناحیت دل گرفت لشگر غوغای نفسپس تو اگر عاشقی عاشق هشیار باش
نیست کس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

عطار