گنجور

اوحدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۴

 

یاد تو ما را چو در خیال بگرددعقل پریشان شود، ز حال بگردد
چون تو پسر مادر سپهر نزایدگرد جهان گر هزار سال بگردد
ماه نبیند ستاره‌ای چو جبینتگر چه بسی بر سپهر زال بگردد
خط سیه می‌دمد ز رویت و زنهار!تا نگذاری که: گرد خال بگردد
عقل ندارد، که ترک روی تو گویدچشم نباشد، کزان جمال بگردد
در هوس […]


متن کامل شعر را ببینید ...

اوحدی