گنجور

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶۶

 

ز تحقیق نقوش لوح امکان رفع شک‌کردم

به چشمم هر چه زین صحرا سیاهی‌کرد حک‌کردم

ز وحشت بس که بودم بی‌دماغ سیر این گلشن

شرر فرصت نگاهی با تغافل مشترک کردم

مطیع بی‌نیازی یافتم افلاک و دورانش

خم ابروی استغنا بر این فیلان‌ کجک کردم

خیال نامداری امتحانی داشت از عبرت

سیاهی بر نگین مالیدم و سنگ محک کردم

به کیش الفت از […]


متن کامل شعر را ببینید ...

بیدل دهلوی